تجربه یادگرفتن لغت و اصطلاحات جدید انگلیسی

تقریبا دو ماهه که با روشی که اینجا توضیح دادم لغتهایی رو که بلد نبودم یاد گرفتم. به این نتیجه رسیدم که حدود هفتاد لغت در هفته برای من تعداد مناسبیه، هفته‌ای دو سه بار لغتها رو به روشی که توضیح داده بودم توی سایت آپدیت می‌کنم تا آخر هفته کاری (پنجشنبه و یا گاهی جمعه) لغتهای هفته کامل شده و منم هر روز اونها رو مرور کردم.

می‌تونم بگم هر روز و در بدترین شرایط حداقل ۵ بار لغتهای جدید رو مرور کردم. زمان زیادی ازم نمی‌گیره، موقع خواب، صبح در حین صبحونه خوردن و یا هر زمانی که فرصت داشته باشم. شاید قبلا همین زمان رو صرف چرخیدن تو شبکه‌های اجتماعی و اینستاگرام می‌کردم که خب از این بابت خیلی رضایت دارم!
روزهای شنبه و یکشنبه معمولا این طوری بوده که برگشتم و فلش‌کارت‌های قبل رو مرور کردم مثلا یه هفته اولی و دومی – هفته‌ی بعد سومی و چهارمی و به همین ترتیب.

این هفته (یعنی اتمام دومین ماه) که تعداد لغتهام به ۶۰۰ تا رسیده با خودم قرار گذاشتم که تو طول هفته هر روز یکی از فلش‌کارت‌ها رو مرور کنم.

چرا اینها رو توضیح دادم؟

فکر کردم شاید این روش، توضیح اینکه کار به کجا رسیده برای اونایی که دوست دارن روی زبان انگلیسی کار کنن جالب باشه.

.

پ.ن: هزار سال پیش که شاید تازه من وارد دبیرستان شده بودم آشنایی بهم می‌گفت فکر کن اگه هفته‌یی یک لغت رو واقعا یادبگیری و بتونی درست ازش استفاده کنی توی سال چه مقدار پیشرفت کردی. بگذریم که اون موقع این کار رو شروع نکردم اما الان فکر می‌کنم ۶۰۰ لغت واقعا کاربردی برای مدت دو ماه پیشرفت قابل توجهی به حساب می‌آد.

 

مرتبط در همین رابطه: