زندگی برای زنان

چند روز پیش این مطلب رو خوندم؛ چیزی که برای ما که تو ایران زندگی کردیم (فارغ از جنسیت) چیز غریبی نیست. می‌دونیم، دیدیم، شنیدیم.
خیلی وقت‌ها پیش خودم فکر می‌کنم اینجا کشور خوبی مخصوصا برای زن‌هاست، یکی از مزایای بزرگش حس امنیته، این به معنی نیست که این رفتارها و خشنونت بر علیه زنان و تجاوز و … صفره و مدینه‌ی فاضله‌ست! بپذیریم که همه‌ی دنیا چنین مسائلی هست.
خیلی روزها با خودم فکر می‌کنم که رازش چیه؟ قانون؟ اینکه همه چی برای آدمها طبیعیه و شاید باهاش بزرگ شدن؟ به خودشون حق نمی‌دن که بخوان دخالتی بکنن؟ یا چی؟
تا چند وقت پیش حرف جالبی شنیدم که می‌گفت تو هر جامعه‌یی برای ثباتش باید یه چیزی حکفرما باشه، گاهی مذهب و دین و تو خیلی جوامع آزاد که خبری از دین نیست قانون و اخلاق. اگه تو جامعه‌یی هیچ کدوم از اینا (قانون، اخلاق، دین) حاکم نباشه همه چی رو به قهقرا پیش می‌ره!

خشنونت

 

.

پ.ن: گاهی تو یه کتگوری تو این وبلاگ چیزایی می‌نوشتم که خیلی شخصی یا کوتاه یا گاهی وقتا از دید یک خواننده بی‌معنا بود؛ همه‌ی اونا رو جمعش کردم و تو این ستون سمت چپ نمایش داده می‌شه؛ نوشتنش برای خودم لازم بود!

مرتبط در همین رابطه: