عوامل درونی برای یک مهاجرت خوب

خیلی وقته به این فکر می‌کنم چه دلایلی هست که بعضی از آدمها از مهاجرت راضی هستن و بعضی نه؟ درسته که آدمها شرایط مختلفی دارن و مهاجرت هم مثل خیلی چیزای زندگی یه «نسخه» نیست که برای همه جواب بده، اما در کل فکر می‌کنم اگر که شرایط لازم برای مهاجرت رو داریم آیتمهای زیر می‌تونه در مورد اینکه مهاجرتمون خوب و موفق باشه یا نه، موثر باشه.

.

– وابستگی خانوادگی:

بعد از مهاجرت، به خصوص وقتی که به مقاصد دورتری مهاجرت کنید ، امکان دیدن خانواده خیلی کم می‌شه، برای اون افرادی که وابستگی جدی به خانواده دارن کار رو کمی سخت می‌کنه. به هر حال باید پذیرفت که گاهی در حالت خوشبینانه می‌تونیم دو سال یکبار و به صورت خیلی محدود خانواده رو ببینیم، برای درصد زیادی از مهاجرها دوری خانواده یکی از سخت‌ترین بخش‌هاست.

– ارتباط با دوستان نزدیک:

دوستان نزدیک هم مثل مورد قبل، اگه اهل دوست و رفیق باشید بعد از مدتی {بنا به تجربه‌ی من} حس می‌کنید آدمها دورتر و دور می‌شن. فاصله زمانی و مکانی باعث می‌شه که کمتر با دوستهای قبلی حرف مشترک داشته باشیم. حتی ممکنه بعد از چند سال همون رفقای قدیمی رو ببینیم ولی حس کنیم مشترکات قبلی کمتر و کمتر شده و حرف زیادی برای گفتن نیست. خیلی از افراد مهاجر ممکنه فکر کنن که بیرون از ایران دوستان و رفقاشون رو کم دارن! این هم بستگی به شما، ارتباطات و اینکه چقدر بتونید همه چیز رو کنترل کنید داره.

 

– باورهای مذهبی:

این هم به نظرم فاکتور مهمیه، باید بپذیریم که استرالیا و خیلی کشورهای دیگه باورهای مذهبی، خیلی توی جامعه‌شون جایی نداره، اگر چه ممکنه هیچ وقت از کسی نپرسن به چی اعتقاد داری؛ چرا فلان کار رو می‌کنی یا نمی‌کنی اما به اعتقاد من «باورهای مذهبی» می‌تونه در تعامل با آدمهای دیگه و حتی مهاجرها موثر باشه. باورهای سخت مذهبی می‌تونه شما رو از بخشی از جامعه دور کنه، پس به نظر من این هم جای تامل داره، اصولا مثل خیلی بخش‌های دیگه مهاجرت باید منعطف بود!

 

– وضعیت اقتصادی:

آشنایی داشتیم که با اینکه پشتیبانی قوی و مالی خانواده رو داشت، اروپا رو ول کرد و به ایران برگشت. وضعیت مالی خانواده در ایران طوری بود که خیلی چیزها و زندگی لاکچری که توی ایران داشت رو ترجیح می‌داد، برای همین شاید با وجود همه مشکلات ترجیح داد برگرده ایران، توی مهمونی‌ها شرکت کنه، برنامه اسکی آخر هفته رو داشته باشه. به هر حال اینکه وضعیت اقتصادی شما قبل و بعد از مهاجرت چطوره هم می‌تونه فاکتور مهمی باشه. بر عکس همین موضوع هم هست، خیلی از مهاجرها هستن که به خاطر وضعیت مالی فکر می‌کنن که دوست دارن همینجا و به دور از مملکت خودشون باشن.
از یک نگاه دیگه اینکه پول در آوردن هم عامل تعیین کننده‌ای برای مهاجرته، به قول یه دوستی می‌گفت ببین کجا پول خوبی در می‌آری! اگه بهترین جای دنیا هم نشه پول در آورد قطعا نمی‌شه راحت زندگی کرد.

– هدف از زندگی:

شاید کمی فلسفی باشه ولی باید دید هدف از زندگی چیه؟ از چی لذت می‌برین؟ برای خیلی از آدمها آزادی و داشتن رفاه در زندگی بالاتر از چیزهاییه که بالا نوشتم. بر عکس خیلی از آدمها احساس می‌کنن که در کشور خودشون به چیزهایی که می‌خوان رسیدن (و یا خواهند رسید)

 

 

.
در کل باید تلاش کنیم که توی زندگی شاد باشیم و تلاش کنیم، اگر که بنا به مهاجرت داریم باید بررسی کنیم کجای دنیا برامون جای بهتری برای زندگیه و سعی کنیم که مهاجرت آگاهانه انجام بدیم.

شاید برای اونایی که توی ایران زندگی می‌کنن این جمله خیلی خوشایند نباشه اما واقعیت اینه که مهاجرت برای هر آدمی بسته به شرایط می‌تونه خوب یا بد باشه!

مرتبط در همین رابطه: