چرا بقیه چاق نمی‌شن؟

به چند تا همکار دور و اطرافم نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم خوش به حالش اصلا این لعنتی چرا چاق نمی‌شه؟ چرا شکمش اینقدر فیت و بیرون نیست؟

ولی چند تا نتیجه گیری کلی چرا اونا چاق نمی‌شن؟

  • – آدمها از نظر سن و سال و وضعیت تحرک باهم فرق دارن!
    – وقتی که من {ما ایرانی‌ها که غذای اصلی‌مون برنج و نون!} غذام رو برمی‌داشتم و به سمت آشپزخونه می‌رفتم خیلی وقتها می‌دیدم غذاهای سبکی می‌خورن، غذاهایی که شاید ما اصلا اون رو ناهار حساب نکنیم. مثلا ماست میوه‌ای و دو تا تیکه نون تست؛ آخه این شد ناهار؟
    – خیلی از افراد همینجا هستن که دچار مشکلات جدی چاقی هستن؛ به هر حال اون برگرها، سیب‌زمینی، غذاهای مختلف باید جایی خودش رو نشون بده دیگه! این از این منظر که اونا هم می‌تونن چاق بشن.

 

.
چه چیزهایی رو در چهار ماه گذشته نخوردم و نمردم؟

  • – شکر و شیرینی
    – انواع اسنک‌های شیرین
    – سیب زمینی {شاید بسیار بسیار کم خورده باشم}
    – نوشابه

 

 

.
می‌خوام از اینجا شروع کنم که من قطع کردن اینها رو برای پنج شش روز شروع کردم و متوجه شدم نتیجه‌ی فوق‌العاده‌ای داره، برای همین این رژیم غذایی رو ادامه دادم. هدف من فقط کم‌کردن وزن نبود؛ از اونجایی که پارسال دکتر در مورد وضعیت قند خون بهم هشدار داده بود تصمیم گرفتم برای سلامتی خودم مدتی از خوردنش دست بکشم. البته این همه‌ی ماجرا نیست، در مورد اینکه دارم چی کار می‌کنم به مرور و جزئیات بیشتر خواهم نوشت. امیدوارم تا چهار پنج ماهه آینده که برای چکاپ سالیانه رفتم در موردش بنویسم!

افزایش وزن و چطوری وزنمون رو کم کنیم؟

یه جایی خوندم اگه در طول سال یکی دو کیلو وزن اضافه کنیم و فکر کنیم چیز محسوسی نیست در طی ده سال چیزی حدود بیست کیلو اضافه وزن داریم؛ به نظر من که ترسناک به نظر می‌رسه!
یه جای دیگه خیلی وقت پیش دیدم که نوشته بود اگه خورد و خوراک‌مون یکسان باشه توی هر دهه از عمرمون شروع به اضافه وزن می‌کنیم دو دلیل اصلی هم تغییر متابولیسم بدن و عدم تحرکه. چیزی که من بعد از سی و چند سالگی به خوبی متوجه‌ش شدم!

من اعتقاد دارم که اصولا برای هر کاری که قراره به نتیجه برسه باید نتایج رو روند کار رو لاگ کنیم والا عملا امکان مقایسه دقیق و اینکه چه اتفاقی افتاده وجود نداره یا حداقل خیلی سخته! {یعنی اگه من مردم سرقبرم بنویسید مرحوم سمبل ثبت اطلاعات و وقایع بود!}
به عنوان نمونه من از مدتها پیش از یه ساعت مچی ورزشی استفاده می‌کردم و براساس عادت وزنم رو هفتگی یا ماهانه ثبت می‌کردم، تا اینکه چند هفته پیش با این روند اضافه وزن، خودمم جا خوردم!

.

روند افزایش وزن در طول یکسال

 

.

ماجرا از کجا شروع شد؟

از حدود یک ماه پیش تغییراتی توی لایف‌استایل زندگیم دادم که به نظر خودم و حداقل تا اینجای کار خیلی هم سخت نبوده؛ مث هر کار دیگه وقتی نتیجه خوبی ازش بگیریم خودمون تشویق به ادامه راه می‌شیم. نتیجه‌ی کار من در حدود یکی دو ماه قبل روی نمودار زیر معلومه، و همه اینها باعث شد که تصمیم بگیرم تو کتگوری جداگانه در موردش و روند پیشرفتم بنویسم.

چطوری وزن کم کنیم؟

 

پ.ن:

خوبی وبلاگ‌نویسی اینه که خیلی وقتا لازم نیست فکر کنیم نباید از فلان موضوع بنویسیم! هر چند که احتمالا مطالب جدید از این کتگوری رو دیگه‌ی توی صفحه اصلی وبلاگ منتشر نمی‌کنم و باید تو همین صفحه و از منوی سلامتی! پیگیریش کنید.
هنوز خودمم نمی‌دونم ولی شاید اگه روند خیلی خوبی داشته باشم و حوصله‌ و وقتش رو هم داشته باشم، کلا این بخش رو تو یه وب‌سایت جداگانه منتشر کنم؛ یه اسم خوب هم از الان براش در نظر دارم!

در هر حال تو این کتگوری از اینکه چی کار کردم، چی می‌خورم و نتیجه‌ی پیشرفت به چه ترتیبی بوده می‌نویسم. اگر احیانا شما هم پیگیر زندگی سالم و کاهش وزن هستید شاید دوست داشته باشید که دنبالش کنید!