آیفون، اندروید یا ویندوز؟

با اینکه خودم از اندروید استفاده کردم همیشه اما تعصبی روش ندارم، قطعا نقاط قوت و ضعفی داره همون طوری که می‌شه اینو در مورد iOS ، Windows و هر چیز دیگه‌یی گفت! بحث فقط سلیقه، سهولت استفاده و ترجیح آدمهاست. بحث اینکه کدوم بهتره با آدمها از اون بحث‌هاست که هیچ وقت به نتیجه نمی‌رسه.

 

اما یکی از مسخره‌ترین جوابهایی که در مورد استفاده از iPhone شنیدم کاربری بود که یکی می‌گفت خیلی امن‌تره و هیچ تعریف دقیق و واقعی از اینکه یعنی چی امن و چرا این طور فکر می‌کنه نداشت….؛ در هر حال دیگه!

 

.

پ.ن: من از این تبلیغ ipad pro خیلی خوشم می‌آد! یه جورایی با مزه‌ست. تلاش کردم روی آپارات آپلودش کنم که نمی‌دونم چرا و به چه دلیلی کلا در دسترس نیست.

ساعتهای هوشمند

بابابزرگ من {قطعا مثل خیلی هم نسل‌های دیگه‌ی خودش} یه دونه از اون ساعت‌های مچی ساچمه‌ای تو دوران جوانی خریده بود و حتی اون روزهایی که فوت کرد ساعتش دست نوه‌ها بود که حیرون سنگینی و ساچمه‌های داخلی ساعت بودن! {و ساعت همچنان کار می‌کرد!}

تا چند سال پیش برای بیشتر افراد وجود ساعتهای هوشمند توجیه زیادی نداشت؛ خیلی‌ها مثل خود من فکر می‌کردن که چه لزومی داره همه چی حتی ساعت دستی‌مون هم مثلا هوشمند باشه و مگه چی از یه ساعت می‌خواهیم؟ تا اینکه خودم شخصا تن به ساعت‌های جدید دادم! چند هفته‌ی پیش ساعت قدیمی و آنالوگم رو دستم کرد ولی حس کردم هنوز دوست دارم تا از ساعت جدیدم استفاده کنم، نگاهی به ساعت عقربه‌ای کردم و دوباره گذاشتمش تو کشو!
یه اشکال بزرگی که تا چند وقت پیش به ساعتهای هوشمند وارد بود این بود که شکل و شمال و قیافه‌ی خوبی نداشتن، ولی چند روز پیش داشتم به ساعت جدید سامسونگ نگاه می‌کردم که انگار تا حدود زیادی تونسته این اشکال رو هم برطرف کنه!

 

ساعتهای هوشمند جدید سامسونگ

 

می‌بینید تبلیغات و تکنولوژی کاری باهامون کرده که هر چند سال یه بار به عوض کردن و قدیمی بودن ساعتمون هم فکر می‌کنیم!

از Google Assistance تا سرویس‌دهنده‌ موبایل

مدتها بود می‌خواستم در مورد اپراتورهای تلفن همراه و خریدن سیم‌کارت تو استرالیا بنویسم، وقتی خودم اومدم اطلاعات زیادی در موردش نداشتم. دیروز بخاطر اینکه گوشی قبلی عملا خیلی وقت بود که کارایی لازم رو نداشت بالاخره Samsung S8 خریدم و همین هم بهونه نوشتن این پست شد.

خرید گوشی با پلن و یا نقد؟

خرید گوشی با پلن یکی از راههای به صرفه تو کشورهای دیگه هستش؛ Providerها به خاطر اینکه مشتری رو برای یکسال یا دو سال حفظ کنند، شرایط خوبی رو برای خرید گوشی فراهم می‌کنن که گاهی اگه پلن و deal خوبی پیدا کنید عملا خرید گوشی به صورت قسطی حتی ارزونتر از خرید نقدی گوشی تموم می‌شه. شفاف بودن و در دسترس بودن اطلاعات هم خیلی کمک می‌کنه که بتونیم تصمیم بگیریم از کجا و چه پلنی رو بخریم. به عنوان نمونه من مدتی بود که هر هفته این سایت رو برای پیدا کردن پلن مناسب بالا و پایین می‌کردم.

من خودم زیاد (اگه درست بگم هیچ وقت!) دنبال خریدن آخرین تکنولوژی نبودم، می‌تونم بگم شاید این اولین باری باشه که گوشی که خریدم تازه release شده، یعنی اصولا هر وقت هر What is Google Assistance چی کارم رو راه انداخته خریدم ولی خب این دفعه همزمانی نیاز من به گوشی و این گوشی آخر سامسونگ باعث شد که برم سراغ S8 .

احتمالا اگه اهل دنبال کردن خبرهای اینچنینی هستید امکانات و قابلیت‌های گوشی رو تو سایتهای خیلی معتبر خوندید. ولی چیزی که من رو تو این یکی دو روز سرگرم خودش کرده Google Assistance که از مدتها پیش با فهمیدن حرفای ما آدمها خیلی بیشتر از قبل هیجان انگیز شده! (قبلا جایی مطلب در مورد Siri , Google Assistance & Cortana  دیده بودم اگه اهلش هستید این لینک رو ببینید!) کدوم ما حدود بیست سال پیش فکر می‌کردیم تکنولوژی به این سمت پیش بره؟

شاید اون موقع داشتن تلفن همراه و بی‌سیم خودش به تنهایی اون قدری هیجان انگیز بود که به چنین چیزهایی فکر نکنیم.

 

 

یکی از چیزایی که به نظرم جالب رسید این بود که Google Assistance  یه طوری به صورت لوکالی کار می‌کنه، مثلا از G’day برای من که تو استرالیا هستم استفاده می‌کنه + ؛ یا بامزه‌تر اینکه وقتی بهش می‌گی حوصله‌م سر رفته چیزایی جالبی رو پیشنهاد می‌کنه:

 

.

When I asking some questions from What is Google Assistance

 

خب حالا برسیم به سراغ Providerهای موبایل در استرالیا: 

تو استرالیا چندین سرویس دهنده مختلف وجود داره، اما اگر قصد مهاجرت و یا سفر توریستی دارید اصولا جای نگرانی نیست چون اکثر این شرکتها سرویسها رو تنها از سه سرویس دهنده اصلی و بزرگ استرالیا می‌گیرن، در نتیجه به خصوص در ابتدای ورود به استرالیا هستید فقط دنبال این باشید که چه شرکتی سرویس مناسب شما رو با چه قیمتی داره می‌فروشه؛ وقتی شماره خودتون رو گرفتید می‌تونید خیلی راحت بین Providerها جابجا بشید. چیزی که من تجربه کردم معمولا سرویسهای Optus و Virgin مقرون به صرفه‌تر هستن. تو تموم پلن‌هایی که من دیدم تماس، ارسال پیامک در کشور نامحدوده، یعنی Providerها بیشتر سرویس‌هاشون رو بر اساس مقدار اینترنتی که می‌فروشن ارائه می‌کنن و سود اصلی براشون همینه که شما ۴ گیگابایت دیتا لازم دارید یا ده گیگابایت؟

.

اما بعضی دیگه سرویس‌دهنده‌های موبایل :

– Telstra

 – Optus

– Virgin

– Voda phone

– Dodo

سرویس آنلاین برای گوش کردن به موسیقی

از سرویس‌هایی که حاضرن (حتی) به صورت محدود سرویس‌هاشون رو به صورت آزمایشی در اختیار مشتریان قرار بدهند خوشم می‌آد. یه طوری اون قدر قوی و با اعتماد به نفس هستن که می‌دونن راضیت می‌کنن! فرصت این رو داری که ببینی، مقایسه کنی و تصمیم بگیری.

از هفته‌ی پیش دارم از سرویس مجانی Spotify استفاده می‌کنم. خیلی خوشحالم که تو زمان و دنیایی هستم که می‌تونم آنلاین به موزیک‌هایی که می‌خوام گوش کنم! چند ماه پیش دنبال این بودم که یه سری آهنگ از آهنگهای پرطرفدار تو استرالیا دانلود کنم (با اعتراف به اینکه این دانلود کردن هم جای خجالت داره!) و توی ماشین و بین راه گوش کنم. حالا خیلی راحت به همه این سرویس‌ها دسترسی دارم؛ نکته‌ی جالب اینکه بخاطر پلنی که روی سیمکارتم دارم لازم نیست برای گوش کردن موزیک‌ها با این سرویسها پول بیشتری برای دیتای گوشی بدهم! به نظر می‌رسه که ما جزء آخرین نسلی بودیم که موقعی CD و DVD جمع می‌کردیم!

سرویس رایگان گوش کردن به موزیک

بعد از مفقود شدن گوشی

گم‌کردن یا دزدیدن گوشی موبایل چیزی بدتر از دست دادن یک وسیله ارتباطی است! همه اطلاعات و زندگیمون یه طورایی با این وسیله همراه شده، یه لحظه به این فکر کنید که احتمالا مواردی مثل عکس‌، ایمیل‌، اطلاعات شما بر روی Cloud ، شماره‌های تماس و از اون بدتر تمام اپلیکیشن‌هایی که به نوعی به اطلاعات شخصی و حتی مالی شما دسترسی دارند ممکن است در خطر باشند.

اما چه راههایی برای مقابله با از دست دادن اطلاعات توسط دیگر افراد وجود داره؟

اگر از سرویس‌های گوگل استفاده می‌کنید (هنوز مطمئن نیستم که این سیستم با iOS هم کار می‌کنه یا نه) در صورت مفقود شدن گوشی‌تون از روی کامپیوتر به اکانت گوگل لاگین کنید و از بخش تنظیمات، گزینه Find your phone را انتخاب کنید. همه Deviceهای شما که به اکانت گوگل‌تان متصل هستند در لیستی وجود دارند، شاید براتون جالب باشه که بدونید می‌تونید به گوشی‌تون زنگ بزنید، یا حتی لوکشین گوشی‌تون رو، روی گوگل‌مپ پیدا کنید. می‌تونید گوشی‌تون رو از همین بخش Lock کنید، یا حتی همه اطلاعاتتون رو از روی گوشی‌تون حذف کنید که خیالتون در مورد اطلاعاتتون راحت باشه!

راههایی برای مقابله با از دست دادن اطلاعات توسط دیگر افراد

پیشنهاد می‌کنم بعد از اعلام مفقودی و سوزاندن سیم‌کارت تا تعیین تکلیف قطعی بعد از عوض کردن پسورد اکانت گوگل‌، two verification را فعال کنید. باید توجه کنیم که بعد از گم‌شدن یا دزدیده گوشی باید به سرعت وارد عمل بشیم، قبل از اینکه ضربه جدی‌تری بخوریم!

.

پ.ن: مسلما همیشه پیشگیری بهتر از درمان است، به زودی در پست دیگری به برخی موارد امنیتی پیشگیرانه اشاره می‌کنم.

امکان پرداخت با اپلیکیشن موبایل

این تبلیغات ANZ Bank در مورد پرداخت با استفاده از موبایل باعث شد که امکان Tap & Pay رو روی اپلیکیشن بانک خودم فعال کنم، تا قبل از این تحلیلم این بود که من که کیف پول و کارت بانکم همیشه همراهم هستش چه کاریه که بخوام چیزی رو با موبایلم پرداخت کنم؟ اما دیدن این تبلیغ بامزه، حس کنجکاوی و بخشی هم راحتی در پرداخت! باعت شد تا این امکان رو روی اپلیکیشن موبایلم فعال کنم. خلاصه گاهی یک تبلیغات اثر بخش این طوری آدم رو به تکاپو می‌اندازه!

.

تبلیغات برای پرداخت با اپلیکیشن موبایل

.

در ادامه: توی ایران کارهای بانکیم رو با اینترنت بانک ملت انجام می‌دادم و این اواخر خیلی کم پیش می‌اومد که برای کار بانکی، به صورت حضوری به بانک مراجعه کنم ولی هیچ وقت هم اپلیکیشن موبایلش رو نصب نکردم. مهمترین دلیلش برای من این بود که همیشه توی خونه و شرکت به اینترنت دسترسی داشتم و هیچ وقت حس نکرده بودم که توی خیابون و به صورت خیلی لحظه‌یی احتیاج دارم که به حسابم دسترسی داشته باشم. بر عکس اینجا شاید دو سه باری با اینترنت بانک کار کردم، اپلیکیشن موبایل خیلی راحت‌تر و در دسترس هستش و از طرفی خیلی مواقع پیش می‌آد که لازم باشه تراکنش‌هام رو آنلاین چک کنم.

.

پ.ن: پیشنهاد می‌کنم تبلیغی رو که بهش اشاره کردم از روی یوتیوب ببینید.

تخصصی شدن علوم!

سالهای خیلی خیلی دور وقتی یک نفر حکیم بوده در ادامه‌ش می‌گفتن ستاره‌شناس، طبیب، ریاضی‌دان و فیلسوف قرن! یعنی یک جورایی دستی به همه علوم داشته! چون که شاید به قولی همین علوم این همه عمیق و تفکیک شده نبود.

یه معلمی داشتیم که توی مثالش می‌گفت یه وقتی علم پزشکی اون طوری پیش می‌ره که طرف می‌شه متخصص قرنیه چپ چشم! یعنی ممکنه که نتونه در مورد چشم راست کار خاصی واستون بکنه!

همین چند سال پیش یک نفر که فارغ‌التحصیل کامپیوتر بود هم چنین حالتی داشت. یعنی از نصب ویندوز و اسمبل کردن کامپیوتر تا کد نویسی دستی بر آتش داشت. (بگذریم که هنوز هم خیلی‌ها توقع همچین چیزی رو از ما دارن!)

متخصص دیتا

ولی حالا و واقعا این روزها متخصص IT مثلا در حوزه Data همچین حالتی پیدا کرده، به جز Data analyst و Data reporter که قبلا شنیده بودم هفته‌ی پیش data scientist شنیدم. خیلی برام جالب و خوشایند بود که بحث دیتا اون قدر اهمیت بالایی که پیدا کرده که حالا چنین عنوان شغلی هم وجود داره و می‌تونه اینقدر در مورد دیتا به صورت تخصصی کار بشه. یکبار که حوصله داشتم در موردش می‌خونم و بیشتر می‌نویسم.

ما مشتری نیستیم کالاییم!

هفته‌ی پیش با یکی از همسایه‌ها برای توافق اجاره کردن پارکینگ چند sms و نهایتا سه چهار تا ایمیل رد و بدل کردیم و حالا کمتر از یک هفته وقتی فیسبوک را باز کردم اسم همین فرد را به عنوان People You May Know به من پیشنهاد می‌کند! جالب اینجاست که تا حالا این فرد را ندیدم و برای اولین بار تصویرش را روی فیس‌بوک می‌بینم! باید قبول کنیم که گاهی تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های مختلف خیلی خطرناک می‌شوند!

مشخصا چیزی برای پنهان کردن و مخفی کاری ندارم اما علاقه‌ای هم ندارم که شبکه‌های اجتماعی به اطلاعاتی که به نوعی اطلاعات خصوصی محسوب می‌شوند دسترسی داشته باشند و از آنها به نفع خودشان استفاده (سوء استفاده) کنند! از آنجایی که تلاش می‌کنم که روی تنظیمات مربوط به دسترسی روی شبکه‌های مختلف توجه کنم شروع به بررسی و کنترل موارد مختلف کردم.

  • اگر برایتان خیلی اهمیت دارد از ایمیل و حتی شماره‌تلفن دیگری برای شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید!
  • تلاش می‌کنم موقع گوگل کردن اطلاعات مختلف از Google ، Facebook و سایر اکانت‌ها log-out کنم.
  • اصولا applicationهای مختلفی که روی گوشی‌، تبلت و سایر وسایلمان نصب می‌کنند در موقع نصب اجازه می‌خواهند که به اطلاعاتی مانند Contactها دسترسی داشته باشند، به آنها اجازه این دسترسی را ندهید!
  • امکاناتی مانند Find Friends را بر روی فیس‌بوک، لینکدین و … غیرفعال کنید. معمولا با فعال کردن این امکان این شبکه‌ها به اطلاعاتی مانند ایمیل و شماره تماس شما دسترسی خواهند داشت.
  • در بخشی از تنظیمات گوگل می‌توانید ببینید به کدام سایت‌ها، سرویس‌ها و اپلیکیشن‌ها اجازه دسترسی داده‌اید، این موارد را هم بازنگری کنید. (من موردی داشتم که مثلا چند سال پیش از آن استفاده می‌کردم و حالا لزومی نداشت که این سرویس به اطلاعات من دسترسی داشته باشد)
  • بر اساس چیزی که گوگل کردم Messenger Facebook چندان قابل اعتماد نیست، با اتفاق امروزی که برایم پیش آمد این اپلیکیشن را برای همیشه از روی موبایلم حذف کردم!
  • ظاهرا پس از خرید What’s up توسط فیسبوک؛ حالا فیسبوک بیشتر از گذشته به برخی اطلاعات کاربران خود دسترسی دارد.
  • در صورت امکان و در مواقع غیر لزوم Location را بر روی گوشی و تبلتتان غیر فعال کنید.
  • اگر همه این موارد را هم رعایت کرده‌اید هراز گاهی مجددا همه تنظیمات را دوباره کنترل کنید. من شخصا بیشتر از همه به سیاستهای فیس‌بوک بی‌اعتماد هستم! چرا که همچنان در حال تغییر و صحیح و خطا است!

 

از اطلاعاتمان محافظت کنیم

 

با همه این موارد هنوز مطمئن نشدم که فیس‌بوک از چه طریقی به اطلاعات من دسترسی پیدا کرده؟ با دیدن این اطلاعات یاد مصاحبه چند ماه پیش جادی افتادم، اگر دوست دارید آنرا از اینجا بخوانید. عنوان پست هم برگفته از مصاحبه جادی است!

سردمدار خبائث که گوگل است با عجیب‌ترین داده‌ی جهان. اما شرکت‌های بسیار دیگری هم وجود دارند از شرکت‌های پر اسم و رسم مانند فیسبوک و تا حدی مایکروسافت گرفته تا شرکت‌هایی یک پله پایین‌تر مانند لینکدین. لینکدین دیتای تمام آدم‌هایی که در شرکت‌ها مشغول کارند و علاقه‌مندی حرفه‌ای و تخصص‌هایشان را دارد. در واقع می‌تواند آینده تجاری شرکت‌ها و یا وضعیت سهام آنها را پیشبینی کند. لینکدین می‌داند که آینده تجاری هر شرکت چیست. فیسبوک می‌داند که کی با کی می‌خواهد ازدواج کند؛ یا حتی تیک می‌زند. چیزهای خیلی عجیبی را می‌دانند.

اما نه فقط شرکت‌های معروف، شرکت‌هایی وجود دارند که ما هیچ وقت اسمشان را نمی‌شنویم و تخصصشان زیر نظر گرفتن آدم‌ها و تحلیل داده‌هایی است که جمع‌آوری می‌کنند. مشهورترینشان شرکت‌هایی‌اند که تبلیغات می‌فروشند. کوکی‌هایی دارند که تک‌تک سایتهایی که می‌روید یا ویدیوهایی که می‌بینید را ذخیره می‌کنند و به موقع آن را می‌فروشند. رفتار کاربران در اینترنت رو زیر نظر می‌گیرند. اخیرا شرکت ریدیو شک اعلام ورشکستی کرد و یکی از چیزهایی که برای فروش گذاشته بود داده‌های کل مشتریانش بود. از آن طرف آمازون را ببینید که لیست تمام خرید‌ها را دارد. معروف است که «آمازون بهتر از شما سلایق شما را می‌داند». تحقیقات نشان می‌دهد که سوپرمارکت‌های بزرگ به راحتی می‌توانند از روی خریدهای شما و مثلا توجه به میزان خرید تامپون در مقابل ویتامین‌ها، زمان بارداری و بچه‌دار شدن شما را تشخیص بدهند و این داده‌ها را به دیگرانی که به دنبال آگهی نشان دادن به شمایند بفروشند. +

عکس از اینجاست

نتفلکیس استرالیا

نتفلکیس استرالیا از مارچ سال گذشته (یعنی سال ۲۰۱۵) راه‌اندازی شده، قبلا سرویس مستقلی برای استرالیا نداشته و ظاهرا بیشتر مردم از سرویس US استفاده می‌کردند. در طی این مدت هم تبلیغات خیلی زیادی داشته تا جایی که توی محل کار می‌بینم خیلی از افراد ازش استفاده می‌کنن که شاید یکی از اصلی‌ترین دلایلش هم رهایی از تلویزیون و تبلیغات زیاد بین برنامه‌های اینجا باشه!
در کل نتفلیکس سه سرویس مختلف داره که هر طور حساب کنی ماهیانه مبلغی بین ۹ دلار تا ۱۵ دلار بسیار ناچیز هستش (چیزی که اینجا بیچاره‌مون می‌کنه اینِ که همش مقایسه می‌کنیم که قیمت مثلا دو تا قهوه! چیزی نیست که! و تو این معادله ساده اصولا تصمیم به خرید و تجربه‌ی سرویس جدید می‌گیریم.)
نتفلیکس برای ماه اول رایگان هستش و هر موقع که دوست نداشته باشی و به هر دلیل! می‌تونی خیلی راحت سرویس رو کنسل کنی. چیزایی که لازم داشته باشی اینترنت نامحدود / نصب اپلیکیشن Netflix است و اگر تلویزیون‌های معمولی داشته باشید بهتره از وسایلی مثل chromecast‎ استفاده کنید که خیلی راحت چیزی رو که می‌خواهید از روی موبایل یا هر دیوایس دیگه‌ای به روی تلویزیون Cast کنید و تمام!

سرویس نتفلیکس

در هر حال برای رهایی از تبلیغات تلویزیونی، سرگرمی یا سرک‌کشیدن به سرویس‌هایی که هیچ وقت توی ایران تجربه‌ش نکردیم از امروز به مشتریان نتفلیکس پیوستیم!

پ.ن: جایی خونده بودم که نتفلیکس سرویسش رو در ایران هم باز کرده و احتمالا کاربرها می‌توانند اون سرویس یک ماه رایگان را استفاده کنند (البته نمی‌دونم در پروسه پرداخت که بایستی اطلاعات کارت اعتباری را وارد کرد هم راهی هست یا نه؟)

تکنولوژی و خسیس بازی

تبلتم ظاهرا بعد از دو سه سال کار کردن چند روز پیش نفس‌های آخرش رو کشید و دیگه روشن نمی‌شه، هنوز خیلی قطعی مطمئن نیستم چه بلایی سرش اومده اما چیزی که می‌دونم اینِ که الان روشن نمی‌شه. تبلت رو سه چهار سال پیش از پولِ یه پروژه‌ای که تو تهران کار کرده بودم خریدم، ولی راستش چند ماهی بود که عملا خیلی استفاده‌یی برام نداشت.

ولی با این وجود صبح وقتی رفتم شرکت فکر کردم برای خودم یه کیندل بخرم که توی مسیر رفت و آمد شرکت و فرصتهای بی‌خودی که برای وقت تلف کردن دارم کتاب بخونم، خیلی هم گرون نیست. بعدش فکر کردم چرا کیندل؟ یه مینی‌آیپد بگیرم بلافاصله رفتم توی سایت iphone و نگاهی به قیمت‌ها کردم. بعدش دوباره فکر کردم احتمالا Sourface مایکروسافت گزینه بهتریه، یه تیر و دو نشون. هم یه لپتاپ خوب برای خودم می‌گیرم و هم یه تبلت جدید. چی از این بهتر؟ آخرش چی شد؟ فکر کردم چرا باید این همه هزینه کنم؟ سعی کردم همه‌ی این فکرها رو رها کنم. حتی آخر آخر فکر کردم یه دفترچه یادداشت کوچیک می‌خرم! مثِ وقت‌هایی که تو تهران سرکار می‌رفتم و همیشه سررسید و دفتر و دستک توی کیفم بود. موقع ناهار فکر کردم خسیس شدم؟ حسابگر شدم؟ چی شده؟

Sourface مایکروسافت

پ.ن: امروز برای بار هزارم فکر کردم کاشکی یه وب‌سایت .com به اسم خودم درست کنم چیزایی رو که می‌خوام اونجا بنویسم. نیست که حالا تو این چند هفته‌ی اخیر خیلی اینجا رو آپدیت کردم!