عوامل درونی برای یک مهاجرت خوب

خیلی وقته به این فکر می‌کنم چه دلایلی هست که بعضی از آدمها از مهاجرت راضی هستن و بعضی نه؟ درسته که آدمها شرایط مختلفی دارن و مهاجرت هم مثل خیلی چیزای زندگی یه «نسخه» نیست که برای همه جواب بده، اما در کل فکر می‌کنم اگر که شرایط لازم برای مهاجرت رو داریم آیتمهای زیر می‌تونه در مورد اینکه مهاجرتمون خوب و موفق باشه یا نه، موثر باشه.

.

– وابستگی خانوادگی:

بعد از مهاجرت، به خصوص وقتی که به مقاصد دورتری مهاجرت کنید ، امکان دیدن خانواده خیلی کم می‌شه، برای اون افرادی که وابستگی جدی به خانواده دارن کار رو کمی سخت می‌کنه. به هر حال باید پذیرفت که گاهی در حالت خوشبینانه می‌تونیم دو سال یکبار و به صورت خیلی محدود خانواده رو ببینیم، برای درصد زیادی از مهاجرها دوری خانواده یکی از سخت‌ترین بخش‌هاست.

– ارتباط با دوستان نزدیک:

دوستان نزدیک هم مثل مورد قبل، اگه اهل دوست و رفیق باشید بعد از مدتی {بنا به تجربه‌ی من} حس می‌کنید آدمها دورتر و دور می‌شن. فاصله زمانی و مکانی باعث می‌شه که کمتر با دوستهای قبلی حرف مشترک داشته باشیم. حتی ممکنه بعد از چند سال همون رفقای قدیمی رو ببینیم ولی حس کنیم مشترکات قبلی کمتر و کمتر شده و حرف زیادی برای گفتن نیست. خیلی از افراد مهاجر ممکنه فکر کنن که بیرون از ایران دوستان و رفقاشون رو کم دارن! این هم بستگی به شما، ارتباطات و اینکه چقدر بتونید همه چیز رو کنترل کنید داره.

 

– باورهای مذهبی:

این هم به نظرم فاکتور مهمیه، باید بپذیریم که استرالیا و خیلی کشورهای دیگه باورهای مذهبی، خیلی توی جامعه‌شون جایی نداره، اگر چه ممکنه هیچ وقت از کسی نپرسن به چی اعتقاد داری؛ چرا فلان کار رو می‌کنی یا نمی‌کنی اما به اعتقاد من «باورهای مذهبی» می‌تونه در تعامل با آدمهای دیگه و حتی مهاجرها موثر باشه. باورهای سخت مذهبی می‌تونه شما رو از بخشی از جامعه دور کنه، پس به نظر من این هم جای تامل داره، اصولا مثل خیلی بخش‌های دیگه مهاجرت باید منعطف بود!

 

– وضعیت اقتصادی:

آشنایی داشتیم که با اینکه پشتیبانی قوی و مالی خانواده رو داشت، اروپا رو ول کرد و به ایران برگشت. وضعیت مالی خانواده در ایران طوری بود که خیلی چیزها و زندگی لاکچری که توی ایران داشت رو ترجیح می‌داد، برای همین شاید با وجود همه مشکلات ترجیح داد برگرده ایران، توی مهمونی‌ها شرکت کنه، برنامه اسکی آخر هفته رو داشته باشه. به هر حال اینکه وضعیت اقتصادی شما قبل و بعد از مهاجرت چطوره هم می‌تونه فاکتور مهمی باشه. بر عکس همین موضوع هم هست، خیلی از مهاجرها هستن که به خاطر وضعیت مالی فکر می‌کنن که دوست دارن همینجا و به دور از مملکت خودشون باشن.
از یک نگاه دیگه اینکه پول در آوردن هم عامل تعیین کننده‌ای برای مهاجرته، به قول یه دوستی می‌گفت ببین کجا پول خوبی در می‌آری! اگه بهترین جای دنیا هم نشه پول در آورد قطعا نمی‌شه راحت زندگی کرد.

– هدف از زندگی:

شاید کمی فلسفی باشه ولی باید دید هدف از زندگی چیه؟ از چی لذت می‌برین؟ برای خیلی از آدمها آزادی و داشتن رفاه در زندگی بالاتر از چیزهاییه که بالا نوشتم. بر عکس خیلی از آدمها احساس می‌کنن که در کشور خودشون به چیزهایی که می‌خوان رسیدن (و یا خواهند رسید)

 

 

.
در کل باید تلاش کنیم که توی زندگی شاد باشیم و تلاش کنیم، اگر که بنا به مهاجرت داریم باید بررسی کنیم کجای دنیا برامون جای بهتری برای زندگیه و سعی کنیم که مهاجرت آگاهانه انجام بدیم.

شاید برای اونایی که توی ایران زندگی می‌کنن این جمله خیلی خوشایند نباشه اما واقعیت اینه که مهاجرت برای هر آدمی بسته به شرایط می‌تونه خوب یا بد باشه!

بیزینس در استرالیا

خیلی قبل‌ترها یکی ازم پرسیده بود که بیزینس تو استرالیا چطوریه؟ می‌شه کسب و کاری راه انداخت؟ از اون تاریخ، مدت نسبتا زیادی گذشته و حالا که دوست دیگه‌یی ازم همین سوال رو پرسید تصمیم گرفتم اینجا و در قالب یک پست نظرم رو بنویسم. طبعا مثل همه موارد این وبلاگ این فقط نظر شخصیمه و ممکنه بر اساس نگاه و تجربه افراد دیگه متفاوت باشه.

می‌خوام از اینجا شروع کنم که اگر بر اساس ویزای «کار و تخصص» اقدام کرده باشیم احتمالا بعد از سن سی‌سالگی برای اولین بار وارد استرالیا شدیم. چرا این رو گفتم؟ به خاطر اینکه شاید برای آدمی که از بچگی تو این جامعه بزرگ شده، یا کسی که اینجا درس خونده و اینجا connectionهاش رو ایجاد کرده باشه، ماجرا خیلی متفاوت باشه.

.

حالا در نظر بگیرید با چه مشکلاتی مواجه هستیم؟

به احتمال زیاد زبان انگلیسی
اطلاع نداشتن و از قوانین و مقررات
نداشتن ارتباط و Network
اطلاع نداشتن از فرهنگ و مارکتینگ در استرالیا
مشکلات مالی برای راه‌اندازی بیزینس با توجه به هزینه‌های بالا

 

هر کدوم این موارد به خودی خود سد خیلی بزرگی برای راه‌اندازی یک کسب و کار در هر جای دنیاست؛ در نظر داشته باشید تو همون جامعه‌ی ایران اگر که نیاز بازار و روحیه مردم رو ندونیم امکان راه اندازی یک بیزینس موفق چقدره؟ همه می‌دونیم تو هر جای دنیا برای کار گرفتن (توی کار ما اسمش می‌شه پروژه) احتیاج به یکسری ارتباطات و Network قوی داریم.

در نظر بگیرید مدیرعامل یکی از شرکتهایی که من می‌شناسم حدود پنجاه سال سن داره، تو همین مملکت به دنیا اومده و درس خونده، حالا با همه این بک‌گراند شرکت و کسب و کاری برای خودش داره، به نظرتون چقدر امکان داره که ما به عنوان یک مهاجر کاملا بیگانه با همه‌ی این جزئیات بتونیم تو این مارکت حرفی برای گفتن داشته باشیم و رقابت کنیم؟

.

می‌تونم این سوال رو با حرفای دیگه، با اینکه اینجا خیلی موقعیت کاری بالاست و … جواب بدم، ولی اگر بخوام بر اساس منطق و دو تا دوتا چار تا جواب بدم متاسفانه به نظر من شانس چندانی نخواهیم داشت.

 

همین آخر کاری لازمه یادآوری کنم اینجا بیزینس‌های ایرانی رو می‌شناسم که در حد خودشون (و بیشتر در ارتباط با جامعه ایرانی) مشغول به کار هستن، حتی شرکت حوزه IT می‌شناسم که خوشبختانه توسط یک ایرانی وضعیت خوب و قابل قبولی داره، اما اگر در کل بخوام به ماجرا نگاه کنم هزینه شکست و اون افرادی که توی بیزینس موفق نبودن خیلی بیشتر از این نمونه‌های موفق بوده!

مهاجرت به آلمان، استرالیا یا کانادا؟

من این روزها زیاد می‌شنوم که آدمها می‌پرسن کجا باید مهاجرت کنیم؟ آلمان، استرالیا یا کانادا. حتی آشنایی داریم که می‌گفت من نمی‌دونم کجا برم؟ برم آلمان یا مثلا استرالیا و کانادا!

به نظر من بخشی از این سوال ناشی از ناآگاهی آدمها از مهاجرته؛ بحث فقط بحث خواستن ما نیست! باید بررسی کنیم که شرایط مهاجرت هر کدوم از کشورها چطوریه؟ آیا اصلا شرایط ما برای مهاجرت به اونجا کافیه یا نه؟ یکی از چیزایی که باید بهش توجه کنیم اینه که هدف نهایی رسیدن نیست! بلکه کار و زندگی تو کشور مقصد باید هدفمون باشه، مهاجرت مسافرت توریستی نیست که بریم و بعد دو ماه برگردیم به زندگی خودمون؛ برای همین باید جوانب رو حسابی بررسی کنیم. 

مهاجرت به اروپا استرالیا یا کانادااینکه بدونیم هر کشوری چه شرایطی داره و کدوم برای ما بهتره خیلی لازمه! ولی داستان اینکه این طوری سوال بپرسیم که کجا باید برم؛ به نظرم سوال عجیبی می‌آد؛ این از اون سوالهاست که بعد از بررسی‌ لازم و صحبت با آدمهایی که تو اون کشورها زندگی می‌کنن خودتون باید به نتیجه برسید. شاید یکی از اصلی‌ترین فاکتورها اینه که از نظر شغلی کجا می‌تونید زندگی کنید و کجا براتون شغل مناسب هست؟ و آیا شرایط لازم و کافی برای مهاجرت رو دارید یا نه؟

 

همین آدمی که اشاره کردم یکی دو سال پیش سوالی کرد، براش چیزایی نوشتم و پیشنهاد کردم سایت اداره مهاجرت استرالیا رو ببینه که بدونه بر اساس رشته تحصیلیش شانسی داره یا نه؛ همون جا گفت آخه اینا همش انگلیسیه. نخواستم بگم خب دوست عزیز بعد مهاجرت قراره داستان چی باشه؟ وقتی توانایی و حوصله خوندن پنج تا صفحه رو نداری باید با باقی ماجرا چه کنی؟ در عوضش چند تا لینک فارسی براش فرستادم، نمی‌دونم چرا خیلی از ما حتی حوصله خوندن مطالب رو نداریم، یعنی ترجیح می‌دهیم یکی برامون تعریف کنه که ماجرا از چه قراره!

 

پ.ن: یه چیزی که اون هفته‌های اول مهاجرت در موردش حرف می‌زدیم این بود که مهاجرت یه طورایی خیلی یک طرفه‌ست! کشوری مثل استرالیا (و البته مثل باقی کشورها) تمامی هزینه‌های مربوط به صدور ویزا، اسس کردن مدارک و … رو از متقاضی می‌گیرن، بعد از ورود هم بلافاصله مجبور هستید که پول خرج کنید و مالیات بپردازید، اگر که تونستید کار پیدا کنید و مسیر رو پیدا کردید که خب به نفع شما و البته کشوری که تونسته یک نیروی متخصص با حداقل هفت-هشت سال کار رو جذب بکنه و اگر که ناموفق بودین کشور مربوطه هیچ ضرری نمی‌کنه؛ همه هزینه‌ها رو قبلا دریافت کرده و نهایت سراغ نفر بعدی خواهد رفت!

راهنمای کوتاه برای اولین ورود به استرالیا

تو این پست فرض رو بر این گذاشتم که ویزای استرالیا رو گرفتید و قراره که زندگی‌تون رو بریزید تو یه چمدون سی‌کیلویی و راهی اینجا بشید. قاعدتا اگه که برنامه مهاجرت و زندگی جای دیگه رو ندارید این مطلب به درد شما نمی‌خوره! چه کاریه خودتون رو درگیرش کنید؟

 

.

اولین مساله: تو زمان باقیمانده چه باید کرد؟

اول- خودتون رو برای روزهای سخت آماده کنید، به روزهای در پیش رو مثل یه تجربه‌یی نگاه کنید که گذرا هستن.
دوم- اولویت اصلی رو روی زبان بذارید؛ به نظر من فرقی نداره که آیلتس چند گرفتید، همچنان یادگرفتن رو تو اولویت خودتون بذارید. احتمالا خود شما هستید که می‌دونید باید رو چی بیشتر کار کنید، لازمه پادکست گوش کنید؟ لغت یاد بگیرید؟ روی مکالمه کار کنید؟ منتظر نباشید و از لحظه‌هایی که دارید استفاده کنید.
سوم- قراره چه شغلی داشته باشید؟ سایتهای کاریابی مثل seek.com.au رو با دقت بالا پایین کنید، تمام Job descriptionها رو جدی بگیرید. اگه قراره چیزی یادبگیرید یقین داشته باشید که ایران از نظر زمان، استرس و هزینه شرایط بهتری خواهید داشت. به نظر من مهمه که بدونید قراره اینجا چی کار کنید. خودتون رو برای مصاحبه‌های فنی و تکنیکال آماده کنید.
چهارم- پیشنهاد می‌کنم اکانت لینکدین‌ رو آپدیت کنید، لینکدین یکی از جاهایی که می‌تونید از طریقش کار بگیرید. در این حین رزومه‌‌تون رو هم آپدیت کنید. شاید بعدها در مورد رزومه بیشتر نوشتم اما رزومه اینجا برای خودش حساب و کتابی داره؛ با یک نگاه کلی recruiter ها به این نتیجه می‌رسن که باهاتون تماس بگیرن یا شما به درد اون شغل نمی‌خورید. با رزومه‌تونه که می‌تونید در اولین مرحله افراد را مجاب کنید.
پنجم- در مورد زمان و محل اقامتتون بررسی کنید.
ششم- اگر که فرصت داشتید می‌تونید نگاهی به امتحان DKT بکنید، معادل همون آیین‌نامه رانندگی خودمونه؛ اطلاعات لازم رو می‌تونید از این لینک بخونید.

.

قدم بعدی: چی باید بیاریم؟

بستن وسایل و همه چیزایی که تو این همه سال داشتیم و جا کردنش توی یه چمدون با حداکثر سی کیلو کار راحتی نیست! وسایل ضروری‌تون رو بیارید. لباس برای هر فصلی داشته باشید و فکر نکنید استرالیا فقط گرمه و آفتابی. اینجا همه چی همه چی پیدا می‌شه؛ فکر نکنم چیزی باشه که اینجا نتونید پیداش کنید. ولی خب هفته‌ها و ماههای اول به خاطر تغییر بزرگ به اندازه کافی گیچ و منگ هستید (و همه بودیم!) و از طرفی باید ريالی رو که همراه دارید دلار خرج کنید.

در هر حال اصلی‌ترین‌هایی که شاید تو ماههای اول لازم دارید:

– لپتاپ برای پیدا کردن خونه، پیدا کردن کار و هزار تا کار دیگه
– تبدیل برق برای تبدیل دو شاخه‌های ایرانی به استرالیایی (اینجا هم هست البته)
– یه موبایل هوشمند درست و درمون که بتونید آنلاین باشید و از Google map و سایر اپلیکیشن‌ها استفاده کنید.
– اون قبلترها فکر می‌کردم اگه مودم ADSLتون رو دارید اونم بیارید.

.

حالا رسیدیم استرالیا چی کار کنیم؟

– یه سیمکارت بخرید؛ قبلا در موردش توضیح داده بودم. می‌تونید یه سرویس Prepaid بخرید که اگه به هر دلیلی خواستید راحت منتقلش کنید.
– برای NSW یک کارت OPAL لازم خواهید داشت که شارژش کنید و بتونید از سرویس حمل و نقل عمومی استفاده کنید. اینو می‌شه از همه جا مخصوصا News Agency ها خرید. بعدا می‌تونید به صورت آنلاین به کارت بانکی (و کردیت کارت) وصلش کنید که لازم به شارژ دستی هم نباشه. (تو ایالتهای دیگه این کارت اسم دیگه‌یی داره گوگل کنید) – بعد از استقرار تو همون روزهای اول دو تا کار اصلی هست که باید انجامش بدین؛ برید سراغ یکی از بانکها و حساب بانکی باز کنید و مورد دوم کارت مدیکر بگیرید.
– دنبال کلاسهای Skill max باشید، این کلاسها رو TAFE برگزار می‌کنه و اگه شامل حالتون بشه دوره‌ کوتاه و رایگانیه برای اینکه چطوری رزومه آماده کنید، مصاحبه عمومی چطوریه و گذشته از این کمی برای شرایط و محیط آشناتون می‌کنه.
– اگه فرصت و شرایطش رو داشتید از طریق این سایت برای امتحان رانندگی بوک کنید؛ اون امتحان اولی که معادل همون آیین نامه خودمون هست و فقط باید آماده تست باشید. خوبیش اینه که تو مرحله اول می‌تونید یه کارت سبز بگیرید که به عنوان کارت شناسایی ازش استفاده کنید.

.
موبایل یا سایر وسایل رو از ایران بخریم یا استرالیا؟

همون طور که گفتم می‌تونید پلن موبایل‌تون رو به همراه سیمکارت بخرید، از اینجا می‌تونید سرویس‌ها رو مقایسه کنید. ولی ممکنه به دلیل نداشتن هیستوری نتونید به راحتی پلن بخرید و مجبور باشید موبایل رو نقد بخرید. پیشنهاد می‌کنم روی سایت بعضی فروشگاهها مثل اینجا و اینجا و اینجا قیمتها رو با ایران مقایسه کنید و تصمیم بگیرید.

.
چطوری به محل اقامت برسید:

اگه محل اقامتتون نزدیک استیشن قطاره (که خیلی راحت می‌تونید اینو رو گوگل‌مپ پیدا کنید)؛ تو همون فرودگاه Opal Card بخرید و از قطار استفاده کنید.
اگه که حال حوصله‌ی قطار برای بار اول و با توجه به چمدون و وسایل رو ندارید از همونجا می‌تونید تاکسی بگیرید که خب قاعدتا باید هزینه بیشتری پرداخت کنید. یه توصیه هم اینکه می‌تونید Uber رو نصب کنید، تو همون فرودگاه Uber بگیرید در اولین سفر معمولا یه تخفیف ۲۰ دلاری می‌تونید ازش بگیرید و کمی از تاکسی ارزونتر می‌شه. توی گوگل‌مپ راحت می‌تونید ببینید حدودا چقدر باید به Uber پرداخت کنید.

 

.

.
پ.ن: قرار بود این متن رو در قالب ایمیل برای دوستی بفرستم؛ ترجیح دادم همینجا منتشرش کنم شاید به درد افرادی که در آستانه مهاجرت هستن هم بخوره؛ اگه چیزی در همین راستا یادم اومد همینجا اضافه‌ش می‌کنم.

مهاجرت کردن و زندگی یه جای دیگه دنیا

امروز توی شرکت به این فکر می‌کردم که باز هم مطلبی در مورد مهاجرت بنویسم؛ اگه که جزء آدمایی هستید که فکر مهاجرت تو سر دارید بهتره که حتما با خودتون کنار بیاین که از مهاجرت دنبال چی هستین؟ به جای رویابافی روی زمین بیاین و منطقی فکر کنید.

قبلا هم در مورد این نوشته بودم که مهاجرت کردن و زندگی یه جای دیگه دنیا نسخه‌ی کلی نیست که بتونیم برای همه بپیچیم. به هزار و یک عامل ربط داره!

من اینجا و توی یادداشتهام خیلی در مورد فواید مهاجرت گفتم؛ اینکه چه چیزهایی خوبه و من چه چیزایی رو تو این بازی بردم! چیزایی هم در مورد بدی‌ها و سختی‌های مهاجرت نوشتم. اینکه باید کیلومترها اون‌ور از جایی که به دنیا اومدی زندگی کنی. یه جایی دیدم یکی نوشته بود هیچ جایی بهشت موعود نیست! هر جایی که هستیم به هر حال زندگی و مسائل خاص خودش رو داره، خوب و بد باهم هستن.

ولی اگه باور به مهاجرت دارید و تصمیم‌تون رو گرفتین با خودتون دو‌دوتا چار تا کنید، همه چی رو کامل بررسی کنید و کمربندهاتون رو سفت برای روزهای سخت ببندید!

 

مهاجرت و زندگی یه جای دیگه دنیا

 

سه تا باور غلط :

اول – حتما شنیدین که یه سری هموطن توصیه می‌کنن از ایرانی‌ها دوری کنید! یعنی نژاد‌پرست‌ترین مردمان روزگار هستیم که حتی به خودمون هم رحم نمی‌کنیم. ما خودمون خیلی دوستان ایرانی داریم، خیلی تجربه‌هاشون رو باهامون به اشتراک گذاشتن ما هم متقابلا سعی کردیم همین کار رو بکنیم. لطفا این قدر آدمها رو طبقه‌بندی کلی نکنید. یادتون باشه که یه جای دیگه دنیا خیلی بیشتر به دوست و ارتباط احتیاج داریم.

دوم – پاتون رو بذارید بیرون بعد شش ماه زبان راه می‌افته؛ همه هم روی همین شش ماه اتفاق نظر دارن. قبلا خیلی در مورد مشکلات مختلف با زبان نوشتم، اینکه منظورمون از زبان خوب چیه؟ ولی این باور رو هم کامل کنار بذارید! واقعیت ماجرا اینه خیلی از ما تو اکثر موارد (البته قطعا استثنا هم هست) استفاده کاربردی از زبان انگلیسی نداشتیم؛ همین داستان یکی از بزرگترین چلنج‌های مهاجرت به یک کشور انگلیسی زبانه. خیلی چیزا محدود به خرید و ارتباطات اولیه نیست. فراموش نکنید که قراره اینجا و در بین همین مردم زندگی کنیم.

سوم- این طور فکر نکنید که رسیدن به محل مورد نظرتون پایان راهه! اتفاقا تازه شروع مسیره؛ هزار تا کار دارید که باید انجام بدین، خیلی چیزها هست که باید یاد بگیرید و بدونید و به نظرم حتما بیشتر از آدمهایی که تو این مملکت به دنیا اومدن باید تلاش کنید!

 

.

عکس از اینجا

هزینه‌های زندگی در استرالیا

شاید برآورد هزینه‌های زندگی قبل از مهاجرت یکی از چیزاییه که مورد توجه خیلی از آدمهاست، برای همین سعی کردم تو این پست یه چیزایی در مورد هزینه‌های زندگی در استرالیا بنویسم.

سیدنی یکی از گرون‌ترین شهرهای دنیاست، خصوصا تا وقتی که درآمد دلاری ندارید و قراره ريال خرج کنید خیلی باید بیشتر دقت کنیم. البته همه می‌دونیم که بسته به شرایط آدمها، پس‌اندازشون این می‌تونه خیلی متفاوت باشه.

.

چند تا توصیه کلی:

بر اساس چیزی که دیدم و می‌دونم حداقل به اندازه شش ماه زندگی، با خودتون پول داشته باشید. خیلی از افراد بر اساس مهارت، رشته شغلی و البته شانس می‌تونن زودتر (مثلا ظرف مدت دو سه ماه) کار پیدا کنن.  اما مواردی هم هست که خیلی بیشتر طول کشیده، نظر من اینه که وقتی پس‌انداز کافی دارید اون استرس و فشار روانی کمتر می‌شه!

برای اجاره ماهیانه یک آپارتمان یک یا شاید دو خوابه، )جایی که جای زندگی باشه (ماهیانه) حدود دوهزار تا کنار بذارید، {کلا اجازه خونه یکی از اصلی‌ترین هزینه‌های زندگی در استرالیا به خصوص برای شهرهای بزرگ سیدنی و ملبورن است}

در نظر داشته باشید چون هیستوری برای شروع کار ندارید ممکنه لازم باشه شش ماه جلوتر اجاره رو پرداخت کنید. بعدا بیشتر در مورد پیدا کردن خونه می‌نویسم. برای خرید لوازم اولیه زندگی مثل تخت‌خواب، یک دست مبل و سایر ضروریات زندگی حداقل بین سه تا چهار هزار تا کنار بذارید. می‌تونید برای شروع کار خیلی لوازم برقی از تارگت و Kmart بخرید؛ یا حتی آنلاین چیزای مناسب و ارزون پیدا کنید.

توجه کنید که شاید مثل خیلی جاهای دنیا اینکه چقدر خرج می‌کنید بستگی به میزان درآمد و پس‌انداز، لایف‌استایل زندگی و خیلی شرایط دیگه داره؛ یعنی ممکنه یه خانواده دو نفری بگه من دارم هزینه‌های زندگیم رو با چهار هزار تا می‌بندم (فکر نمی‌کنم با در نظر گرفتن اجاره بشه این رو به کمتر از سه هزار تا رسوند) یکی دیگه با دوبرابر این هم نتونه زندگی کنه!

چیزی که مشخصه خرج کردن خیلی راحته؛ اون هم تو جایی مثل استرالیا که با انواع dealها و تخفیف‌ها تمام تلاششون اینه که پول بیشتری خرج کنید!

 

در هر حال اینایی رو که می‌نویسم بر اساس حداقل‌ها و فقط بابت اون که یه دید خیلی کلی نسبت به هزینه‌های مختلف زندگی داشته باشید. بعدها که سرکار برین خیلی هزینه‌های دیگه مثل قسط ماشین، بیمه ماشین، بیمه‌ شخصی و هزار تا داستان دیگه به اینها اضافه می‌شه.

 

هزینه برخی اقلام خوراکی و مصرفی: 

سعی کردم تو لیست پایین یک سبد کوچیک خانوار از چیزایی که شاید لازم دارید رو بنویسم؛ به زودی هم مطلبی در مورد درآمد در استرالیا و وضعیت کار می‌نویسم.

 

هزینه های زندگی در استرالیا | سیدنی

 

ایران یا بیرون از ایران؟

یه دوستی دارم که بعد از مدتها زندگی بیرون از ایران، دوباره برگشته به ایران؛ این خیلی طبیعیه، مهاجرت سختی‌های خودش رو داره و شاید برای همه و تو هر شرایطی کار نکنه! بستگی به ما و شرایطمون و هزار تا فاکتور دیگه داره، مهاجرت مثل خیلی چیزای دیگه زندگی برامون فوایدی داره و در ازای اون خیلی چیزها رو هم از دست می‌دهیم! زندگی ایران یا بیرون از ایران؟دفعه آخر این دوستمون برام یه چیز کوتاهی نوشت که خیلی توی ذهنم موند، می‌دونید اشکال کجاست؟ خیلی از ما همه چی رو باهم می‌خواهیم. دوست داریم همه‌ی امکانات و شرایط و موقعیت‌هایی که بیرون از ایران داریم توی مملکت خودمون داشته باشیم! اینجاست که نمی‌شه.

 

زندگی اون زندگی قبل نیست!

خیلی از اون آدمهایی که تجربه مهاجرت دارن وقتی برمی‌گردن به مملکت خودشون دیگه زندگی براشون اون زندگی قبل نیست. به خیلی چیزای بیرون از ایران عادت کردن، چیزایی که حالا توی ایران اذیت‌شون می‌کنه. شاید چیزایی که همه‌ی ما توی ایران بهش عادت کرده بودیم (و حتی خودمون جزئی از همین جامعه بودیم). شاید اینجا بعد چند سال یاد می‌گیریم برخورد آدمها باید این طوری باشه، حریم شخصی‌مون اینه، تو خیابون و مرکز خرید باید این شکلی باشه و حالا برگشت به ایران دوباره زمان لازم داره که بتونیم با جامعه‌یی که اونجا رشد کردیم و بخشی از اون بودیم دوباره شکل بگیریم.

 

.

حکایت عجیبیه! همون طوری که گفتم اصلا دلم نمی‌خواد در مورد جایی که بودم و زندگی کردم بد بگم و بنویسم که فلان بود و بهمان؛ فقط شرایط و اختلاف‌ها رو گفتم. همین!

تغییر اسم

تقریبا تصمیمم قطعی شده که میخوام اسمم رو عوض کنم؛ یه دلیلم اینه که اینا اسمم رو سخت تلفظ میکنن. یعنی وقتی یه H وسط اسمت هست تلفظش براشون خیلی پیچیده می‌شه البته این بستگی به آدمش داره بعضیا به خصوص جوونها درست تلفظ می‌کنن.
دلیل دوم و جدی‌تر من اینه که اسمم به قول اینا unusual حساب می‌شه؛ وقتی خودمو معرفی می‌کنم سخت تو ذهنشون می‌‌مونه؛ همونطوری که اسم خیلی از ملیت‌ها برای من این حالت رو داره؛ یادم نمیمونه و نمی‌شه باهاش راحت ارتباط برقرار کرد.
همین دو تا دلایل کمی نیست؛ عوض کردن اسم و تغییر مدارک نزدیک دویست دلار هزینه داره.

اگه که شما هم تو راه مهاجرت هستید به نظرم این چیزیه که اگه از اول انجام بشه بهتر و روون‌تره!

چند تصور اشتباه از خارج!

می‌خوام از چند تا تصور اشتباهی که بعضی از ما تو ایران شنیدیم بنویسم؛ چیزایی که کاملا اشتباهه!

 

اول- شاید این رو خیلی شنیده باشید که اگه خارج!! و توی محیط باشید انگلیسی‌تون توی شش ماه راه می‌افته! نمی‌دونم چرا همه هم روی شش ماه اجماع نظر دارن. قبلا در مورد داستان زبان و اینکه منظورتون از زبان خوب چیه نوشته بودم+ ، اما صادقانه باید گفت متاسفانه این طوری نیست. یادگرفتن فرآیند کوتاه مدت و چند ماهه نیست.

.

دوم- برای بچه‌های IT این باور وجود داره به خاطر اینکه ما قانون کپی‌رابت نداریم و امکان نصب همه (یا اکثر) نسخه‌ها و نرم‌افزارها رو داریم این خیلی امتیاز مثبتیه و ما همه چی رو می‌دونیم! از فتوشاپ دستی به کار داریم تا Html و کدنویسی و همه چی! ماجرا به این شکل نیست، همین کار نقاط منفی هم داره که شاید بعدا بیشتر در موردش نوشتم. شاید اصلی‌ترین داستان ماجرا اینه که به صورت عمیق رو یک حوزه کار نکردیم.

.

سوم- معلم زبانی داشتیم {البته توی دوره راهنمایی و سالهای خیلی خیلی دور؛ متاسفانه باید بگم بیشتر از بیست سال پیش!} که می‌گفت ما ایرانی‌ها دیکشنری سیاریم، یعنی اون قدر لغت می‌دونیم که حتی خود انگلیسی‌زبان‌ها هم نمی‌دونن! (معلومه که چقدر مزخرف می‌گفته نه؟) البته که شاید برای همه یکسان نباشه و هر کسی بر اساس بک‌گراندی که داره سطح زبان و لغتهایی که می‌دونه متفاوت باشه ولی کلیت ماجرا اینطوری نیست و راه درازی در پیش داریم!

از Google Assistance تا سرویس‌دهنده‌ موبایل

مدتها بود می‌خواستم در مورد اپراتورهای تلفن همراه و خریدن سیم‌کارت تو استرالیا بنویسم، وقتی خودم اومدم اطلاعات زیادی در موردش نداشتم. دیروز بخاطر اینکه گوشی قبلی عملا خیلی وقت بود که کارایی لازم رو نداشت بالاخره Samsung S8 خریدم و همین هم بهونه نوشتن این پست شد.

خرید گوشی با پلن و یا نقد؟

خرید گوشی با پلن یکی از راههای به صرفه تو کشورهای دیگه هستش؛ Providerها به خاطر اینکه مشتری رو برای یکسال یا دو سال حفظ کنند، شرایط خوبی رو برای خرید گوشی فراهم می‌کنن که گاهی اگه پلن و deal خوبی پیدا کنید عملا خرید گوشی به صورت قسطی حتی ارزونتر از خرید نقدی گوشی تموم می‌شه. شفاف بودن و در دسترس بودن اطلاعات هم خیلی کمک می‌کنه که بتونیم تصمیم بگیریم از کجا و چه پلنی رو بخریم. به عنوان نمونه من مدتی بود که هر هفته این سایت رو برای پیدا کردن پلن مناسب بالا و پایین می‌کردم.

من خودم زیاد (اگه درست بگم هیچ وقت!) دنبال خریدن آخرین تکنولوژی نبودم، می‌تونم بگم شاید این اولین باری باشه که گوشی که خریدم تازه release شده، یعنی اصولا هر وقت هر What is Google Assistance چی کارم رو راه انداخته خریدم ولی خب این دفعه همزمانی نیاز من به گوشی و این گوشی آخر سامسونگ باعث شد که برم سراغ S8 .

احتمالا اگه اهل دنبال کردن خبرهای اینچنینی هستید امکانات و قابلیت‌های گوشی رو تو سایتهای خیلی معتبر خوندید. ولی چیزی که من رو تو این یکی دو روز سرگرم خودش کرده Google Assistance که از مدتها پیش با فهمیدن حرفای ما آدمها خیلی بیشتر از قبل هیجان انگیز شده! (قبلا جایی مطلب در مورد Siri , Google Assistance & Cortana  دیده بودم اگه اهلش هستید این لینک رو ببینید!) کدوم ما حدود بیست سال پیش فکر می‌کردیم تکنولوژی به این سمت پیش بره؟

شاید اون موقع داشتن تلفن همراه و بی‌سیم خودش به تنهایی اون قدری هیجان انگیز بود که به چنین چیزهایی فکر نکنیم.

 

 

یکی از چیزایی که به نظرم جالب رسید این بود که Google Assistance  یه طوری به صورت لوکالی کار می‌کنه، مثلا از G’day برای من که تو استرالیا هستم استفاده می‌کنه + ؛ یا بامزه‌تر اینکه وقتی بهش می‌گی حوصله‌م سر رفته چیزایی جالبی رو پیشنهاد می‌کنه:

 

.

When I asking some questions from What is Google Assistance

 

خب حالا برسیم به سراغ Providerهای موبایل در استرالیا: 

تو استرالیا چندین سرویس دهنده مختلف وجود داره، اما اگر قصد مهاجرت و یا سفر توریستی دارید اصولا جای نگرانی نیست چون اکثر این شرکتها سرویسها رو تنها از سه سرویس دهنده اصلی و بزرگ استرالیا می‌گیرن، در نتیجه به خصوص در ابتدای ورود به استرالیا هستید فقط دنبال این باشید که چه شرکتی سرویس مناسب شما رو با چه قیمتی داره می‌فروشه؛ وقتی شماره خودتون رو گرفتید می‌تونید خیلی راحت بین Providerها جابجا بشید. چیزی که من تجربه کردم معمولا سرویسهای Optus و Virgin مقرون به صرفه‌تر هستن. تو تموم پلن‌هایی که من دیدم تماس، ارسال پیامک در کشور نامحدوده، یعنی Providerها بیشتر سرویس‌هاشون رو بر اساس مقدار اینترنتی که می‌فروشن ارائه می‌کنن و سود اصلی براشون همینه که شما ۴ گیگابایت دیتا لازم دارید یا ده گیگابایت؟

.

اما بعضی دیگه سرویس‌دهنده‌های موبایل :

– Telstra

 – Optus

– Virgin

– Voda phone

– Dodo