حالا که دلتنگی داره رفیق تنهاییم می‌شه

شاید دیدن این نوشته‌ها از نقطه نظر آدمی که ده دوازده ساله که مهاجرت کرده واسه‌تون جالب باشه. شاید هم نه! شاید دوست داشته باشید که بدونید یکی این سر دنیا چطوری فکر می‌کنه. منم ۲۰ سال پیش به یکی که امریکا زندگی می‌کرد می‌گفتم یه بلیط بخر و بیا، سخت نگیر! شاید واسه کسی که اینجا زندگی نمی‌کنه سخت باشه در مورد «حال و هوای دلم» و اینکه چرا باید هزار تا اما و اگر رو برای سفر بالا و پایین کنم صحبت کنیم. شاید حال و هوای جدیدی رو تجربه می‌کنم. مثل هزار چیز دیگه بخش زیادی از اینها ممکنه تجربه کاملا شخصی و یونیک خودم باشه! شاید هم هیچ کدوم اینهایی که گفتم واستون جذاب نباشه و لازم نباشه خودتون رو با خوندن مطالب این وبلاگ خسته کنید! 

جزء آخرین چیزهایی که توییت کردم و بعدش تصمیم گرفتم تا مدتی از فضای توییتر دور باشم این بود، حالا نه صددرصد همین جمله ولی یک چیزی تو همین مایه‌ها که «در حال حاضر دوست دارم برم ایران و هر کسی رو که می‌بینم بغل کنم!» هفته‌ی پیش تو ذهنم مرور کردم که می‌تونه همچین برنامه‌ای باشه. گاهی فکر می‌کنم چند درصد این سفر برای پدر و مادریه که دیگه پیر شدن و شاید دوست داشته باشن نوه‌هاشون رو برای آخرین بار ببینند؟ چند درصدش برای خودمه؟ واسه‌ی حال خودم؟‌

  • ترکیه – ۵ روز که هم حال هوای سفر واسه‌ی بچه‌هام باشه و هم که جت‌لگ پرواز طولانی رو درست کرده باشیم.
  • ایران حدود سه تا چهار هفته – مجبوریم دو تا سفر مختلف داخلی داشته باشیم و احتمالا بخش بیشتر این دو هفته رو کنار خانواده‌هامون بگذرونیم.

حتی فکر کردم به این موضوع اینقدر بهم حس خوب و هیجانی داد که تا چند ساعتی سرحال بودم حالا بگذریم که «اگه» های این سفر یکی دو تا نیستن.

  • «اگه» شرایط جنگ فعلی به ثباتی برسه که امکان سفر کردن داشته باشیم.
  • واسه چنین مسافرتی حداقل حدود ۴۰ روز مرخصی لازم دارم. من کار جدیدم رو هنوز یکسال هم نیست شروع کردم و حداقل باید تا یکسال دیگه صبر کنم که مرخصی جمع کنم. گذشته از اینکه باید با همسرم هم هماهنگ باشیم که بتونیم مرخصی همزمان بگیریم. 
  • شرایط مدرسه بچه‌ها هم جوریه که فقط ممکنه بتونیم تو تعطیلات ژانویه چنین مسافرت طولانی رو بریم. خب پس عملا با اون شرط‌های قبلی نزدیک‌ترین حالت ممکن دسامبر سال دیگه‌ست! یعنی حدود یکسال و ۵-۴ ماه دیگه!
  • حالا در مورد هزینه‌های سفر ۴ نفره هم باید دو دو تا چهار تا بکنیم، شاید هم بشه یه چیزی با قیمت مناسب پیدا کرد ولی خب حتی چنین سفری برای خانواده ما سفر ارزونی نیست… 

 

 خلاصه‌ی ماجرا این بود. فکر کردم که به این بهونه وبلاگم رو دوباره آپدیت کنم و یه برنامه‌ای برای نوشتن دوباره داشته باشم، از حال و هوای این روزهام بنویسم!